صفحه اصلی     آموزش       پایان نامه        مقالات         کارآموزی       تحقیقات      مطالب کوتاه       پرسش و پاسخ       گالری عکس       لینکستان      سرگرمی      ارسال فایل      تماس با ما   

 

  

 
 
 
 
 

 
  تبلیغات  
     
     
     
     

 

 

سرگرمی


صفحه اول سرگرمی     چیستان    بازی های آنلاین    ضرب المثل    ماشین حساب آنلاین     نقشه ایران

   فال حافظ     آب و هوا     کلیدهای میانبر ویندوز      ملانصرالدین    حکایت بهلول   رسم نمودار دو و سه بعدی

سرگرمی فکری   جستجو در 118 کشور     مبدل آنلاین خط میخی    راهنمای کشورها    صفحه کلید فارسی


ضرب المثل های ایرانی ( حرف  آ  )

 

 

لینک به صفحات دیگر بخش ضرب المثل ها


 
 
 

 

آآب آباداني است

  اشاره بر اهميت و حياتي بودن آب يكي از عناصر «عنصرهاي» چهارگانه حيات و توصيه براي آلوده نكردن و پاك و منزه نگاهداشتن، آبها از سرچشمه‌ها تا شرب و نوش است. آب و خاك، باد و آتش در قديم به عنوان «عناصر اربعه حيات» مورد احترام بوده است و براي بعضي فرشته‌اي هم قائل بوده‌اند. «وَ مِنَ اَلماءِ كُلُّ شيئِ حَيّ» نوش كن نوش و دره‌ها كن طي.

  


آب آمد تيمم باطل شد

 


آب از آب تكان نمي‌خورد

  كنايه از ثبات و آرامش باشد، قديم در گزارش كتبي و يا شفاهي براي حاكمان چنين مي‌آوردند، آب از آب تكان نمي‌خورد، گرگ و ميش با هم آب مي‌خورند، در سياه‌بازي نمايشهاي روحوضي هم به طنز عنوان مي‌شد، تكيه كلام گزارشگران بادمجان دورقابچين و نان به وقت روز بخور بوده و هست كه به طور ساختگي اطمينان خاطر به وجود مي‌آوردند. اين كه مردم شبها درب خانه‌هايشان باز است. كسي دست به مال كسي دراز نمي‌كند، تعدي وجود ندارد. عرض و ناموس مردم در امان است.

  


آب از آسياب افتاده است

  كنايه از سكون و آرامش باشد. زماني عنوان كنند كه شورش و انقلاب و يا نزاعي به آرامش رسيده باشد. شايعه و انتشاري وجود نداشته باشد. عوامل سر و صدا و ناراحتي‌ها از بين برفته باشد. همه جا امن است و بي‌خبري محض.

  


آب از دريا بخشيدن

 


آب از دستش نمي‌چكد

   كنايه از نهايت خست و گداصفتي فردي باشد. آن كه سودش به كسي نرسد. عطا و كرمي ندارد. سخت دندان گرد است. همه چيز را براي خودش مي‌خواهد و فيضش به كسي نمي‌رسد. ارزانيش باشد تبش را به كسي نمي‌دهد. بدون توجه به اين كه زندگي محل داد و دهش است همان طور كه از دسترنج ديگران استفاده مي‌بريم بايد بازدهي هم داشته باشيم. شاعر مي‌گويد:

چون تيشه مباش و جوله ذيخود متراش      چون رنده ز كار خويش بي‌بهره مباش

تعليم ز اره گير در عقل معاش      چيزي سوي خود ميكش و چيزي ميپاش

  


آب از سرچشمه گل آلود است

 


آب از سرش گذشته است

 


آب از لب و لوچه‌اش سرازير است

  كنايه از ميل و اشتياق فراوان به چيزي كه سهل‌الوصول نباشد. گرسنه به غذاي گرم سرخ كرده و معطر، تشنه عطش‌دار به آب زلال و خنك، روبرو شدن با معشوق زيبا روي و هجران ديده، و كنترل خود را از دست دادن. آن كه داخل قفسه‌ها پر از نمونه جنس و لباس و اشياء زيبا و نفيس را نظاره‌گر باشد و قادر به خريد نباشد، به ويژه كه اين بيننده خانمي جوان باشد، آنجا كه فرد خواهان است و راه وصول بسته.

  


آب اگر در دست داري بگذار و بيار

  توصيه به تعجيل و شتاب و اشاره بر ضرورت و لزوم حضور كسي باشد نهايت ضرورت و اشتياق حضور را مي‌رساند، مسافرتي دور و دراز در پيش است و عزيزي براي ديدار بايد خودش را برساند، حال بيماري رضايت‌بخش نيست. گرفتاري و يا نابساماني رخ داده و يا طرف بايد در مجلس جشن و سروري شركت نمايد. آنجا كه تأمل و تأخير جايز نباشد.

  


آب انبار شلوغ كوزه بسيار مي‌شكند

 


 

آب براي من ندارد، نان براي تو كه دارد

 


آب به آب مي‌خورد زور برمي‌دارد

 


آب به يك جو نرفتن

 


آب پاكي روي دست كسي ريختن

  كنايه از اميد كسي را قطع نمودن و خيالش را در رابطه با خواست و يا اميدي راحت نمودن. پاسخ منفي دادن و مأيوس كردن. بي‌ملاحظه و به طور ناگهاني جواب منفي دادن به طوري كه طرف انتظار شنيدن آن را نداشته باشد. يكي رفت براي پختن نذري ديگ ملانصرالدين را امانت بگيرد، ملا با پرخاش گفت ديگمان را به كسي نمي‌دهيم راهت را بگير و برو، همسايه پرسيد مگر ديگ عيبي كرده، ملا پاسخ داد هم ديگمان سالم است و هم عقلم تا خيالت راحت باشد.

 
 


 

Copyright @ Me-en.com. .All rights Reserved

 

    69

 

  frameb

 

 

تبلیغات

 
 
   

      لینکستان         تبدیل و احد آنلاین           جداول و نمودارها          دیکشنری آنلاین(عمومی)          تبلیغات در سایت          راهنما       نقشه سایت      عضویت در سایت       پیشنهادو انتقاد

   

Copyright © 2006-2009 ,Me-en.com. All rights Reserved