|
با آب حمام دوست گرفتن
كنايه از
دوست گرفتن بدون هزينه و رنج و زحمت و
اغلب كار افراد خوش مشرب و شوخ طبع
ميباشد، مستند آن هم قاعده و سنتي قديمي
در خزينه حمامهاي قديمي بود، چه هر كسي با
ورود به خزينه با دو مشت از آب بر ميگرفت
و به ديگران تعارف ميكرد و حاضران هم عمل
به مثل انجام ميدادند و آب روي آب
ميريختند و شالوده بعضي از دوستيها در
خزينه حمام ريخته ميشد. كنايه بر، به دست
آوردن چيزي ارزشمند و پربها با كمترين
زحمت و هزينه ميباشد. مثل، مهمان مني به
آب آن هم لب جوي.
با آل علي(ع) هر كه در افتاد، ور افتاد
با آن زبان خوشت، با آن پول فراوانت يا
راه نزديكت
زماني كه
كارفرما و يا آمري با خشونت و بدون مزد و
اجر كاري مشكل را به كسي رجوع نمايد، بر
زبان آرند. زبان حال امردي است كه مردي
امرد باز با تندي و تشدد او را طلب ميكرد
با پولي كم و راهي دور. وصف حال مدعيان
پرطمع و پرخاشجو ميباشد.
با آن كه خصومت نتوان كرد، بساز
با ادب باش پادشاهي كن
با اهل زمانه صحبت از دور نكوست
با اين ريش ميروي تجريش
كنايه بر
نامتناسب بودن وسايل و امكانها با كار و
كيفيت و كميت آن بدون زحمت و تحمل رنج به
كار و يا مقصود و مقصدي نگريستن است.
با بدان بد باش و با نيكان نكو جاي گل، گل
باش و جاي خار، خار
با بدان كم نشين كه درماني خوپذيراست نفس
انساني
با بن بست مواجه شدن
با پنبه سر بريدن
كنايه بر، در
قالب دوستي دشمني كردن و با نرمش آزار
رسانيدن است، مثل، دوستي دوستي، ميكند
پوستي. به كسي گويند كه ظاهري انسان
دوستانه دارد ولي در خفا به جان دشمني
ميكند.
كشتي مرا به دوستي و كس نكشته است
زين زارتر كسي را هرگز به دشمني
با پول، هر دري را ميتوان باز كرد جز در
بهشت
با تفنگ سرپر به جنگ مگس رفتن!
با توكل زانوي اشتر ببند
با جان مگر از جسد برآيد خوني كه فرو شده
است با شير
|