صفحه اصلی     آموزش       پایان نامه        مقالات         کارآموزی       تحقیقات      مطالب کوتاه       پرسش و پاسخ       گالری عکس       لینکستان      سرگرمی      ارسال فایل      تماس با ما   

 

  

 
 
 
 
 

 
  تبلیغات  
     
     
     
     

 

 

سرگرمی


صفحه اول سرگرمی     چیستان    بازی های آنلاین    ضرب المثل    ماشین حساب آنلاین     نقشه ایران

   فال حافظ     آب و هوا     کلیدهای میانبر ویندوز      ملانصرالدین    حکایت بهلول   رسم نمودار دو و سه بعدی

سرگرمی فکری   جستجو در 118 کشور     مبدل آنلاین خط میخی    راهنمای کشورها    صفحه کلید فارسی


ضرب المثل های ایرانی ( حرف  ق  )

 

 

لینک به صفحات دیگر بخش ضرب المثل ها


 
 
 

 

قاب قمارخانه است

   به همه كارهاي زشت آشنائي دارد، هر كلكي زده است و به همه اعمال زشت دست يازيده، از هيچ منكري روگردان نيست، دست نجس به همه جاي تنش خورده است، همه فن حريف است، مثل قاب قمارخانه هر ساعت با دست يكي مي‌چرخد و بالا و پائين مي‌رود. فردي را گويند زشتكار و بي‌شرم و وقيح.

  


قاچ زين را به گير نيفتي، اسب سواري پيشكشت

  زماني عنوان كنند كه بيكاره‌اي ادعاي بزرگ داشته باشد. به او كاري مناسب حال و قدرت و سوادش واگذار نمايند ولي او كاري بزرگتر و يا مهمي را خواهان باشد و بدانند كه از عهده انجام آن بر نمي‌آيد... حقارت، عدم اطلاع، نداشتن توان كار و كارائي افراد را شامل مي‌شود.

  


قارون گرفتمت كه شدي از توانگري

  اشاره بر مال و منال و ثروت دنيا و زر و سيم و آن چه فرد را بدان متمول و متمكن دانند، آن چه سبب غرور و نخوت و خودپرستي شده و شخص بدانجا رسد كه برتر از خود نبيند و هر جا رود در صدر نشيند و سخن جاهلانه گويد، كه جهل به مال از بين نرود. سخن نگويد الا به سفاهت و نظر به مردم نكند الا به كراهت، غافل از آن كه، مالي بخسّت فراهم نموده و به عسرت نگاهداشته بايد به حسرت بگذارد و برود.

قارون هلاك شد كه چهل گنج خانه داشت      طائي نمرد از آن كه، نام نكو گذاشت

   قارون هلاك شد كه چهل خانه گنج داشت    نوشيروان نمرد كه نام نكو گذاشت


 

قاطر پيش آهنگ آخرش توبره كش مي‌شود

  به طنز به كسي مي‌گويند كه زحمتها و مرارتها دسته و طايفه و ايلي را به عهده مي‌گيرد و آخرالامر هم با ناسپاسي مزدش را كف دستش مي‌گذارند. گويند رشد زياد مايه جوانمردي مي‌باشد. در قديم با زخم چشم و نظرزدگي ديگران، زمين خوردن و مردن را هم به حساب مي‌آورند و درباره كساني كه از مسئوليت‌ها شانه خالي مي‌كردند، مي‌گفتند:

هر كه گريزد زخراجات شام      توشه كش غول بيابان شود| يا:

چون كه باز آيد گله از ورود      پس فتد آن بز كه پيش آهنگ بود

  


قاف تا قاف

  زماني عنوان كنند كه بخواهند دو فاصله زياد را پر از افراد و يا اشياء مورد نظر ارائه دهند، سرتاسر مهمان نشسته بود، سرتاسر دشت را قشون پر كرده بود. در رابطه با كرم و بخشش، چون حاتم طائي و يا ظلم ضحاك و امثالهم هم چنين لفظي به كار مي‌رود.

روي گيتي پر از سلف شد و لاف      همه زرق است و شيد قاف به قاف| يا:

كرم اين است رفته قاف به قاف      بي‌سؤال و جواب و منت و لاف

  


قافيه

  كلمه‌ايست كه در اشعار، سجع و اغلب ضرب‌المثل‌ها به كار مي‌رود. مثل قافيه كه آمد شعر را بايد گفت. به پا تو قافيه گير نكني. قافيه چون كه تنگ آيد، شاعر به جفنگ آيد، از قافيه تا سالار قافيه راه زياد و نفس بسيار است. قافيه را نباختن، كنايه از ميدان در نرفتن و مدرك به دست دشمن ندادن است.

قافيه سنجان چو علم بركشند      گنج دو عالم به قلم دركشند

  


قانون تقاص

 


قانون سر خود

 


قانون عطف به ماسبق نمي‌شود

  اشاره بر آن كه قانون و قانونمندي بايد با شرايط زمان منطبق باشد. قانون بايد جوابگوي خواستهاي روز و منافع مردم باشد، قانوني كه گذشته دور را شامل مي‌شود با زمان و حقوق مردم وفق نمي‌دهد، قابل اجرا نمي‌باشد لذا چنين عنوان كنند، قانون كور و كر است.

  


قباي بعد از عيد براي گل منار خوب است  

  كنايه از اقدام بي‌موقع، كار نا به جا، نوشدارو كه پس از مرگ سهراب رسد. غذائي كه پس از مرگ گرسنه سر قبرش بياورند. كار براي تحصيل علم و پيشرفت در زندگي، پس از آن كه زمان گذشت و وقت مورد نظر سپري شد. در رابطه با هر كاري كه به موقع و به جاي خود صورت نپذيرد.


 

قباي كهنه محله است

   كنايه از آن كه همه او را مي‌شناسند. قبائيست كه به تن همه رفته است. همه اهل محل را با اين قبا همه جا ديده‌اند. قبائي كه بوي هر بدني را مي‌دهد. آدمهاي هر جائي از هر درب درون بشو و سر هر سفره بنشين را مي‌گويند و نيز كهنه كاران و رندان كه ليفشان به تن همه خورده است.

  


قبايي است كه به قامت او دوخته شده

  كنايه از برازندگي و زيبائي و با قد و قواره يكي بودن، بي‌كم و كاست و بي‌عيب. زماني گويند كه كاري متناسب با وضع و آگاهي و بينش كسي براي او در نظر گرفته شده باشد و ديگري بخواهد با شك و ترديد و گمان و شايد با آن برخورد بكند. بيشتر در انتخاب مسئولان، سرپرستان، مديران و اداره‌كنندگان بر زبان آرند. رياست قبائي است به قامت او دوخته، زيبا و برازنده.

  

  


 

قبل از انتخاب دوست، سر سفره‌اش بنشين

 


قبل از مرگ شيون نكن

 

 


 

Copyright @ Me-en.com. .All rights Reserved

 

    69

 

  frameb

 

 

تبلیغات

 
 
   

      لینکستان         تبدیل و احد آنلاین           جداول و نمودارها          دیکشنری آنلاین(عمومی)          تبلیغات در سایت          راهنما       نقشه سایت      عضویت در سایت       پیشنهادو انتقاد

   

Copyright © 2006-2009 ,Me-en.com. All rights Reserved