|
ژاژ خائيدن
كنايه از
ياوه سرايي و حرف بيهوده و عبث گفتن،
بيمنطق حرف زدن. نسنجيده و نپرداخته
بيان داشتن است و بيشتر به گاه ادعا و
مطالبه باشد.
ژنده باش و گنده مباش
كه درويش
ژنده پوش است و زراندوز به گنده كوش. و
نيز به نظافت هم اشارت رفته است. و نيز آن
كه با توجه به سود بيش از حد طالب بودن،
معامله را به گند بكشد و از جريان شرع و
اخلاق به دور نمايد. گنده كاري و كار را
خراب كردن هم گويند |