|
ثبت است در جريدهي عالم دوام ما
ثروت انسان بلاي جان اوست
ثمر از درخت بيد نبايد جست
كنايه از نهي
و باز داشتن و بر بيهوده دل بستن است.
كساني را شامل ميشود كه در كجراهه و بر
بيهودگي عمر تلف مينمايند. تخم در
شورهزار كاشتن و از كور آينهداري
خواستن. از فرد عاري از احساسات و عواطف
بشري مهر و محبت طلب نمودن.
ابر اگر آب زندگي بارد هرگز از شاخ
بيد بر نخوري
با فرومايه روزگار مبر كز ني بوريا
شكر نخوري
ثناي خويش گفتن از تهي مغزي بود
نهي از
خودستائي و تعريف خود نمودن است. كساني را
شامل ميشود كه در هر كوي و محفل از
رشادتها و عملكردهاي ماهرانه و انديشههاي
ژرف خود داد سخن ميدهند. منم منم گوي تهي
مغز كه قهرماني چون خود نميبيند. من آنم
كه رستم بود پهلوان.
ثواب راه به خانه صاحب خود ميبرد
اشاره بر
بازگشت مكافات عمل از نيك و بد به سوي
عامل و مجري دارد.
اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوي
ما آيد نداها را صدا| يا،
از مكافات عمل غافل مشو گندم از گندم
برويد جو ز جو
چو بد كردي مشو ايمن ز آفات بدي را
بد بود آخر مكافات
ثواب، راه به خانهي صاحب خود ميبرد |