|
ظالم از مظلوم باشد، شكوه چيست
اشاره بر آن
كه اگر مظلوم نباشد و هر كس از حق خودش
دفاع بكند، ظالم پيدا نميشود و پا
نميگيرد. ايستادگي و دفاع مظلوم و عدم
تحمل ظلم و بيعدالتي سبب محو و نابودي
ظالم ميشود. گرگ زماني به گله ميزند كه
چوپان قدرت دفاع نداشته باشد.
ظالم پاي ديوار خود را ميكند
از ظلم بدي
خيزد و دشمني و نفرت و ستيز و طغيان و
مآلاً ظالم از مردم جدا و حركات او مذموم
و خود مورد كينه و بغض مردمان ميباشد.
كار ظالم باعث ريشه كني و قطع اتصال او از
جامعه است، بر سر شاخ نشستن و از بن بريدن
است.
يكي بر سر شاخ و بن ميبريد خداوند
بستان نظر كرد و ديد
بگفتا كه اين مرد بد ميكند نه بر من
كه بر نفس خود ميكند
ظالم كه كباب از دل درويش خورد چون
درنگري ز پهلوي خويش خورد
ظالم هميشه خانه خراب است
ظالمي را خفته ديدم نيمروز
ظاهر از شيخ و باطن از شيطان
اشاره به
آدمهاي دو رو و رياكار، به ظاهر دوست و در
باطن دشمن، به صورت يار و همراه و به سيرت
دشمن و جدا از راه،
در ريا كاري چو روباه دغل دور از حي
علي خير العمل
ظاهر، فريبنده است
ظاهرش چون گور كافر پر حلل
ظرافت بسيار هنر نديمان است وعيب حكيمان
كه نديمان و
نديمگان براي جلب نظر مخدوم نياز به
دلربايي و ظريفكاري دارند آن چه نياز به
خدمت را شامل ميشود. اما حكيمان فرزانه
به متانت و وقار و سنگيني بر ابهت خويش
بيفزايند و دانش خود را بر جامعه ارزاني
ميدارند. علم خود زيباست و بر صاحب آن
برازندگي به قامت استوار است.
ظلم امروز ظلمت فرداست
از آنجا كه
اثر هر چيز و آثار آن بعد ظاهر ميشود، از
نور جهان روشن ميشود و از سياهي ظلماني،
آب آباداني ميآورد و بيآبي خرابي و
قحطي. اگر عدل پايه استقرار جامعهاي بر
روال حركات و اخلاق مردمي و انساني و
سازنده ميباشد. ظلم، ظلمت و خرابي و فساد
و مرگ و نيستي را به دنبال دارد. براي
جلوگيري از بروز ظلمت فردا بايد امروز
براي پي كني و نابودي ظالم اقدام نمود.
ظلم بالسويه عدل است
اين
ضربالمثل، به جا و نابه جا گفته ميشود.
زماني عنوان كنند كه بخواهند حركتي را هر
چند ناروا و نابه جا چون بر همه به يكسان
ساري و جاري بوده توجيه نمايند. مالياتي
از طرف دولتي غاصب بر درآمد مردم وضع شده،
همگان ناراضي هستند، برخي با چنين منطقي
خود پذيرا شده و ديگران را نيز مجاب
مينمايند ولي چون ظلم عملي ناشايست و
مخرب است، پذيرا شدن آن به عنوان ظلم
بالسويه نابه جا ميباشد.
ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم ميرود
ظلم ظالم و برف تموز نميماند
چرا كه ظالم
منفور جامعه و رفتني است و برف مرداد هم
همان روز بعد از شب يا روز نزول، آب شدني.
از جمله بسيار گفتارهايي است كه ظالمان را
از بيدادگري و بدان را از بدكرداري نهي
مينمايد. از جمله: ظلم عاقبت ندارد، ظلم
ظالم بر سر اولاد ظالم ميرود، ظلم و شاهي
چراغ و باد بود.
ظلم ماريست هر كه پروردش اژدهايي شد
و فرو بردش
ظلم و ستم گرچه ز دربان بود از اثر
غفلت سلطان بود
ظلم عاقبت ندارد
ظواهر فريبندهاند
|